تبليغاتX
زندگی همش قسمته

زندگی همش قسمته

وعاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد.

یکی بود، یکی نبود...

 

 

 اون روزی که من دوستش داشتم ،نبود

حالا که اون منو دوست داره ،من نیستم.

حالا میفهمه که چرا اول قصه ها میگن :

یکی بود، یکی نبود

چه جمله ی قشنگیه!!.

 

این وبلاگ الان جای خوبیه برام فقط خودمم تنهای تنهای با این دنیا من عالمی دارم.

نوشتن حس خوبی بهم میده ،خدایا اگه نوشتن بلد نبودم چی میشد؟؟

اینروزا احساس میکنم به ته خط رسیدم ،مخصوصا دیشب که خیلی دلم گرفته بود از خیلیا دلگیر بودم .

 ،کاش یه جایی داشتی ،یه جایی به غیر از اینجایی که هستی ،خیلی خسته ام از نگاه تکراری ،حتی

اون مسیر تکراری که طی میکردی  هم اینروزا کمو کمتر شده ،از درو دیوار خونه ... حساب روزا از دستم

رفته ...خدایا کجای کارم؟

بعضی اوقات صداقت خوب نیست ،به ضررت تموم میشه ،چرا خیلیا واسه من فیلم بازی میکنن.

الان یاد کامران کوچولو افتادم که سرطان داشت وفوت کرد با حسرت از این دنیا رفت . هر چند که راحت

شد ،حالا خیلیا سر قصه های عشق وعاشقی خودکشی میکنن ،خنده داره .....

آه ای خدا احساس میکنم رهام کردی ،بدجوری زدی تو سرم که نمیتونم از جام بلند شم.

 خدایا کجای کارم اشتباه بوده ؟؟

،حق کسی رو ضایع کردم؟؟؟

دل کسی رو شکوندم؟؟؟

کاش بهم میگفتی به چشمام نشون میدادی که تنهام نذاشتی ....

نکنه دارم امتحان میشم ؟؟یا شایدم یه عذابه؟؟ یا شایدم تو توهمم....

خدایا  تنهام گذاشتی همین  دیگه هیچ احساسی برام نمونده ،

سوال بی جواب زندگی من

چرا؟

چرا اینجوری شد؟

چی شد که اینجوری شدم؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط از دنیا خسته  |